صفحه اصلی   درباره ما  ارتباط با ما   داستان  ترجمه   نقد   مقاله   شعر

...............................................................

     به‌روز کرده‌های اخیر مهری بهرامی

-
شخصیَت در جریان سیال ذهن
-آبی وماورای موسیقی 

   

 
 

 

   89به‌روز شده توسط مهری  بهرامی /21 فروردین 

شخصیَت در جریان سیال ذهن
زمینه مطلب : مقاله ادبی
مهری بهرامی

اگر از رمان‌هایی با مضمون‌های تاریخی، پلیسی، جنایی، گوتیک، پیکارسک و... بگذریم که اتفاقات و حوادث بیرونی عامل اصلی به وجود آمدن آن‌ها‌ست، به گونه‌ای از رمان می‌رسیم که شخصیت در آن، غالب بر حادثه پیش می‌رود .هرچه به دنیای داستان‌های مدرن نزدیک‌تر می‌شویم داستان‌ها با ویژگی‌های درونی شخصیت بیشتر دست و پنجه نرم می‌کنند، درست نقطه مقابل داستان‌هایی که با محوریت حادثه به جلو می‌رفتند و شخصیت دستخوش تعلیق، اتفاق و حادثه بود. اما در رمان‌های سیالِ‌ذهن حرف اول را شخصیت یا شخصیت‌های موجود در داستان می‌زند. در حقیقت جریان سیال‌ذهن، روانکاوانه به رابطه علت و معلولی رفتارهای انسانی می‌پردازد. آدم‌های این گونه رمان‌ها به تمام وجوه واقعی‌اند، در جایی خوب ودر جایی بد. آن‌ها نه فرشته‌خوی مطلق هستند و نه دیو صفت و بدسرشت. چنین داستان‌هایی که حاصل همین سده اخیرند به مو شکافی پیچیدگی انسان و درون او می‌پردازند.

نکته در این جاست که هر فرد قبل از واکنش به محیط در ذهن خود برای پاسخ به پیرامونش نکات متفاوتی را حلاجی می‌کند و این همان مرحله‌ای است که جریان سیال ذهن در آن نطفه می‌بندد و اینجا همان جایی است که نویسنده زبردست مانند یک تیغ جراحی لایه‌لایه به درون شخصیت نفوذ می‌کند. ذهن که نقطه تلاقی خودآگاه و ناخودآگاه است باید به دست خلاقیت نویسنده ماهر، موشکافانه بررسی شود وشخصیت واقعی بسازد که در کمال آزادی هرآنچه در ناخودآگاه دارد بدون ترس ازدنیای بیرونی به مخاطب برساند. شخصیتی که به معنای تمامی کلمه انسان باشد با نیازهای عاطفی‌اش مثلا جرات کند در ذهن خود قاتل باشد و یا به خاطر عشق خائن باشد و در کمال وقاحت آنچه ناخودآگاه از او می‌خواهد در رویا و تخیلش باور کند و به خواننده‌ی اثر بباوراند.

در این قبیل داستان‌ها بافت و شکل منطقی در یک سیر مستقیم وجود نخواهد داشت، زیرا جریان‌های نامنظم ذهن، همان تم اصلی است که با محوریت داستان بر شخصیت‌پروری به جلو می‌رود. همراه شدن به عنوان یک خواننده با چنین داستان‌هایی، مزه کردن تجربیات به کرات تکرار شده زندگی است که هر کسی آن را در ذهن شاید بارها تجربه کرده است. در جریان سیال‌ذهن یا اتفاقی وجود ندارد یا اگر وجود دارد بسیار جزیی و کمرنگ است. بلا مکانی و بلازمانی در این داستان‌ها به وفور دیده می‌شود. از یک سیر منطقی و خطی خبری نیست و حتی زبان ادبی در بیشتر مواقع خواه و ناخواه به هم می‌ریزد. "هولمن" در کتاب راهنمای ادبیات خود چنین می‌گوید:"اگر قرار باشدکه محتوای دقیق فکر و ذهن را در هر لحظه توصیف کنیم به ناچار باید این عوامل گوناگون و بی ارتباط با هم و غیر منطقی در طی کلمات، تصورات و افکار به بیان آیند. همان گونه که سیر بی‌نظم فکر چنین است".

نویسندگان و پایه‌گذاران این نوع رمان را بسیاری(هنری جیمز) و (مارسل پروست) می‌دانند.

"جیمز جویس" یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان سیال ذهن است. او در رمان اولیس (یکی از شاهکارهای ادبیات)، با فردی داستان را پیش می‌برد که حدود سی و هشت صفحه با خود حرف می‌زند و این روند چنان صادقانه و واقعی است که حتی علائم دستوری و نقطه گذاری با این که رعایت نشده است، ضعف ساختاری بوجود نمی‌آورد.

از "ویرجینیا وولف" به عنوان نویسنده‌ی دیگر سیال ذهن می‌توان نام برد که به حق یکی از تواناترین زنان این عرصه است. او در داستان "خانم دالاوی" افکار زنی را به معرض حضور می‌گذارد که بیماری سرطان دارد و مرگ را مزه مزه می‌کند. لازم به یادآوری است که فیلمی با عنوان "ساعت‌ها" از این رمان ساخته شده است. رمان "خشم و هیاهو" اثر "ویلیام فاکنر" هم به سبک جریان سیال‌ذهن نوشته شده است.

نکته مهم در این سبک نگارش برتری جریان روانی ذهن با همه‌ی فرازها و فرودهایش است بر دنیای بیرونی. ارتباط، احساس و عاطفه‌ای که از روان شخصیت مایه می‌گیرد در دنیای خود تاثیر و حضوری منطقی دارد، کما اینکه در دنیای واقعی بیرونی، غیر منطقی به نظربرسد!

در نمایشنامه "هملت" اثر "شکسپیر" رگه‌هایی از این نوع را می‌بینیم؛ درست در زمان‌هایی که دنیای درونی "هملت" بسیار درگیر‌تر از دنیای بیرونی داستان است. شاید بتوان این طور نتیجه گرفت که این نوع نوشتار یک تحلیل از زندگی نامرئی بشر است که به شخصیت حقیقی بسیار نزدیک‌تر است. بار مضاعف روانی چنین رمان‌هایی، یک خواننده معمولی را به حتم خسته خواهد کرد. پیچیدگی زندگی روانی شخصیت، مخاطبی مکاشف را می‌طلبد که ذره ذره به عمق واقعی داستان جریان سیال‌ذهن راه یابد.

                                                                                                                                   نظر

.........................................................................................

 

              

    گاه نوشت های  مهری بهرامی

.....................................

پیوند ها

.....................................

آرشیو ماهانه

  دی 88