صفحه اصلی   درباره ما  ارتباط با ما   داستان  ترجمه   نقد   مقاله   شعر

...............................................................

     به‌روز کرده‌های اخیر مهری بهرامی

-
داستانی که خود را انکار می کند

-شخصیَت در جریان سیال ذهن
-آبی وماورای موسیقی 

   

 
 

 

   89به‌روز شده توسط مهری  بهرامی /11 اردیبهشت 

داستانی که خود را انکار می کند
زمینه مطلب : مقاله ادبی
مهری بهرامی
                                                           

                                   

(واقعیت  بسیاری از داستان‌ها  به اندازه‌ای  گمراه  و پر از تناقض است که هرکسی نمی‌تواند از آن پند گیرد. پس داستان باید راستین‌نما و سیال،ا ختیاری و مشهود و نامحدود باشد. به عبارت کوتاه تر باید طبیعی باشد.)   الن رب گری یه 

شاید بتوان گفت رمان‌های روانکاوانه و جریان سیال ذهن به گونه ای پیش درآمدی برای رمان نو بودند. رمان نو،نوع دیگری از رمان است که چه از نظر صورت وبافت، وچه از نظر محتوا و درون‌مایه کاملا متفاوت از آنچه است که تا به حال به عنوان رمان به دنیای ادبیات پا گذاشته است. در واقع این نوع داستان، نقطه مقابل رئالیست و واقع گرایی است. چنین آثاری در قید و بند طرح و پیرنگ خاصی نیستند، به شخصیت‌پردازی و فرم منطقی مانند آن چه در شخصیت‌پردازی رمان‌های جریان سیال ذهن گفتیم اعتقادی ندارند. می‌توان گفت، این رمان‌ها به ماجراهای انسانی و یا خود انسان در غالب ویژگی‌‌های شخصی‌اش بها نمی‌دهند. بنیان‌گذاران این نوع آثار، تعدادی از نویسندگان فرانسوی هستند که قبل  از این هم، گوی میدان نثرهای دلنشین را از آن خود کرده بودند. از جمله آن‌ها می‌توان به "آلن رب گریه" و "مارگریت دوراس" اشاره کرد. در آثار این نویسندگان از درون‌مایه‌های اخلاقی و معنوی خبری نیست و این اشیاء و جهان بی‌جان پیرامون بشریت  است که در مرحله ابتدایی اهمیت، در این آثار قرار دارند. اتفاقات وحوادث، بسیار عادی و در بیشتر مواقع روزمره است. اما نگاه نویسنده و برداشت مخاطب آن از این حوادث به ظاهر معمولی و عادی زندگی، مثل برداشت های گذشته‌اش نیست. "مارگریت دوراس" در جایی می‌گوید: "نوشتن قصه نقل کردن نیست، خلاف این است. نوشتن نقل همه چیز است در عین حال، نقل توامان داستان و غیبت داستان است، نقل داستان است از گذر غیبت داستان"
فلسفه پیچیده اخلاقی در تمام رمان وجود ندارد، ولی طوری به موازات فلسفه زندگی پیش می‌رود که به خواننده فرصت نگاه جدیدی به ارزش‌های انسانی می‌دهد. شاید این آثار سعی دارند ارزش‌ها را از هم تفکیک کنند. کشش و تعلیق در این گونه داستان‌ها به کل متفاوت است و به‌طبع با ذائقه هر مخاطبی جور در نمی‌آید .در نوشته های "آلن رب‌گری‌یه" یک حادثه، محور داستان قرار نمی‌گیرد."رب گری‌یه" معتقد است که چنین رمان‌هایی با این که پر است از اشیاء و جهان بیرونی ،اما ذهنی‌ترین نوع رمان در دنیاست. در واقع آن‌ها با این اشیاء که انسان امروزی را در خود محاصره کرده است، خواننده رابه جهانی می‌برند که همین مادیات و اشیاء از او گرفته‌اند. باید یادآور شد هر کدام از این نویسندگان به چیزی جداگانه معتقدند و همین نکته باعث شده که این گروه رمان‌ها در مکتب خاصی قرار نگیرد.
مثلا" مارگریت دوراس " در  "شیدایی لل واشتاین وعشق و...." به رابطه علت ومعلولی مشخص و قانع‌کننده‌ای میان انسان‌ها معتقد نیست.از نظر او هیچ یگانگی میان زن و مرد بوجود نمی‌آید. این درتمامی آثارش به چشم می خورد و با خواندن چنین داستانی است که خواننده بارها عمق عشق و حسرت نبود آن را در فقدان عشق، حس می کند. این بازی تضادها ،یکی از زیباترین راه‌های کشف دنیای مدرن است که باید اعتراف کرد در ماندگارترین آثار ادبیات کهن هم وجود داشته است. اما در "‌مداد پاکن‌ها اثر رب گری یه" و حتی آثار دیگرش مانند"حسادت"،به زن و حرکات او مانند یک شی نگاه شده، چون نویسنده باور دارد شی چیزی است که ذهن ما را مشغول می‌کند. او در جایی برای دفاع از داستانش ذکر می‌کند که "داستان وجود دارد، اما داستانی که به انکار خود و هر داستان دیگری دست می‌زند". او می‌‌گوید "وقتی مرگ انسان‌ در حیات اقتصادی جامعه‌شان  اهمیت ندارد، چرا باید در قصه های امروزی فرد برتر از اشیاء باشد؟"

بدون شک دلیل قانع‌کننده‌ای برای سقوط عواطف انسانی در زندگی مدرن توسط اشیاءبه وجود امده که نمی توان منکر آن شد. مثلا در "مداد پاکن ها" واقعه‌ای مثل مرگ یک انسان ،اتفاق افتاده است. هم قاتل، هم مقتول و هم کارآگاه در این رمان وجود دارند، اما داستان کاملا نقطه مقابل داستان جنایی است. چون مقتول به دست کارآگاه کشته می‌شود، آن هم بیست و چهار ساعت بعد از شلیک ، ونه به دست قاتل!

به هر حال در رمان نو ،ضرورت به وجود آمدن یک اثر، فقط خود اثر است نه این که اثر پدید آمده باشد، تا مقوله و فلسفه‌ایی دیگر را لازم و ضروری نشان دهد. "ناتالی ساروت " یکی دیگر از نویسندگان این نوع رمان است که از آثار او می‌توان به "کودکی وافلاک نما "اشاره کرد.

 


نظر

.........................................................................................

 

              

    گاه نوشت های  مهری بهرامی

.....................................

پیوند ها

.....................................