به‌روز شده در 22 تیر 89

گیاه و اسطوره
زمینه مطلب : مقاله ادبی
مهری بهرامی
 

اسطوره ی زادن انسان ازگیاه و روییدن گیاه از انسان (قسمت اول)

در سفر پیدایش و ابتدایی‌ترین روز خلقت ،گناه انسان از میوه‌ی گیاه شروع می شود. در واقع از تجربه‌ی چشیدن میوه. انسان از بهشت عدن رانده می‌شود و همه‌ی عمر برای برگشت به جایگاه ازلی خود همواره راه و بیراه می‌پیماید و پیوسته بدنبال رسیدن به کمال، مذاهب و ادیان متفاوت می‌آفریند تا در جوارش به بی‌قراری دنیای درونی خود پاسخ گوید. به روح سرگردانی که به واسطه داشتنش، از مخلوقات دیگر جدا می‌شود. کشاکش روح و جسم او را به اسطوره‌هایش پیوند می‌دهد، پیوندی که در هر اجتماع برحسب شرایط و ضرورت موجود جغرافیایی آن جامعه شکل  می‌گیرد.

اما وجود گیاه در بدو آفرینش و ابتدایی‌ترین روزهای خلقت، کنار انسان، ضروری به نظر می‌رسد. اسطوره‌ای ابدی، چون گندم و آدم ، سیب و آدم و یا....شکل می گیرد، تا آدم و حوای رانده شده از بهشت، گناه شیرین خود را توجیه کنند. این ضرورت گیاه در کنار انسان ، همچنان واجب و ملزوم به نظر می‌رسد تا آنجا که پس از رانده شدنش به دنیا هم، ضرورت زنده ماندن و حیاتش به گیاه پیوند می‌خورد.

زمین، مادر هستی شناخته شده است. چه در اسطوره‌های کهن و چه درعصر دانش و تکنولوژی.  ارض مقدس و سرزمین موعود، هنوز نقطه امال و پیوند ادیان مختلف است. خاک، مادر هستی و محل زایش گیاه، علاوه براین که حکم  تکیه‌گاه برای انسان و موجودات دیگر را داراست، مانند مادریست که تمامی بشریت از آن برای ادامه حیات تغذیه می‌کند.

در اسطوره کیومرث چنین آمده که بعد از مرگ کیومرث و روییدن گیاه ریواس از منی او پس از چهل سال، ساقه‌ی مشی و مشیانه می‌روید.

پیچش مشی و مشیانه به هم، یادآور گرایش غریزی است که در تکامل خود به هم‌آغوشی می‌رسد و سه، از این پیوند بوجود می‌آید. بیان شده، هفت جفت فرزند نر و ماده از مشی و مشیانه به وجود می‌آید که در آمیزش با یکدیگر، هفت نژاد مختلف را پدید می‌آورند. سپس ،آنها هرکدام به هفت کشورفرستاده می‌شوند. در این اسطوره کهن وجود گیاه به مراتب از اسطوره‌های دیگر ضروری‌تر به نظر می‌رسد.

بوجود آمدن انسان از گیاه در فرهنگ و مذاهب غیر ایرانی به کرات دیده شده است. اسطوره ای در هند بر این باور است که اولین انسان از ساقه‌ی نی متولد شده است. در مذاهب بودایی و برهمایی، زایش بودا و برهما به گل نیلوفر پیوند داده می‌شوند.

گل نیلوفر در جوار آب زندگی می کند ولیکن بیرون از آب. بودا آن را نماد چیرگی بر جهان و آلوده نشدن به دنیای مادی توصیف کرده است. نیلوفر ریشه در خاک ندارد و این تفاوتش با گیاهان دیگر که لزوم رویش‌شان  از خاک  است آن را گیاهی متفاوت و خاص در اساطیر بین النهرین کرده است. در داستان تولد بودا این طور گفته شده که او در جنگل زاده می‌شود، سپس کودک هفت گام به جلو  برمی‌دارد و ازهر رد پای او، یک گل نیلوفر سر بر‌می‌آورد. ارتباط بودا با درخت و گیاه آنجا قوی‌تر می‌شود که در مجسمه‌های معبد، چهار زانو و دست به سینه، همواره زیر درختی به نام درخت زندگی نشسته است. این طور گفته شده که او در زیر درخت به معرفت ماورایی خود رسیده است.

اما زایش برهما براساس داستانی، از درون گل نیلوفری است که از ناف ویشنو بیرون آمده است. برهما با داشتن چهار دست نماد دیگری از گل نیلوفر است.

نیلوفر رکن اساسی بسیاری از اشعار فروغ است. او که تولد و رویش دوباره را بارها و بارها در ابیاتش تنیده است از چهار لاله‌ی آبی حرف زده و حسرت بوییدنش را یاد آور شده است.

  "آیا تو آن چهار لاله‌ی آبی را بوییده‌ای؟"

ویا

"زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
زمان گذشت و شب روی شاخه‌های لخت اقاقی افتاد ."

اما مورد دیگری از ادبیات ما ،که با قوتی وسیع، نیلوفر را در خود جای داده است داستان "بوف کور" صادق هدایت است. داستان در آن فضای سورئال و فراتر از واقعی خود، این گونه آغاز می شود:
"پیرمردی در زیر درخت سروی در کنار جوی آبی نشسته، و زنی اثیری به او گل نیلوفر می‌دهد." معشوق در یک قدمی عاشقی است ،که با گل نیلوفر، در جستجوی  پیوند ابدی پیش می‌روند.
آدمی با گیاه از بهشت عدن خود، رانده می‌شود و بواسطه این تبعید، در آرزوی بازگشت به فردوس برین از گیاه تغذیه می‌کند، زنده می‌ماند،‌ می‌جنگد و در آرزوی کمال، اساطیر متفاوتش را به درخت و رویش و ریشه پیوند میدهد .

 ----------------------------------------------------------------

منابع :   1.قدرت اسطوره (جوزف کمبل)

2.نارسیده ترنج (سجاد ایدانلو)

3.از اسطوره تا تاریخ(مهرداد بهار)

4.بزرگ بانوی هستی(گلی ترقی)

5.داستان یک روح(سیروس شمیسا)

                                                                                                                      نظر

        

.........................................................................................

 

صفحه اصلی      تماس با ما
          

  نوشته‌های  اخیر مهری بهرامی

- گیاه و اسطوره
-
داستانی که خود را انکار می کند

-شخصیَت در جریان سیال ذهن
-آبی وماورای موسیقی 

.....................................

پیوند ها

.....................................